ﺗﻤﺎﺱﺑﺎﻣﺎ |ﺁﺯﻣﺎﻳﺶﻫﺎ  | ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﮕﺎﮬﺎﻯﺍﻳﺭﺍﻥ | انجمن ها | ﺷﺮﮐﺖﻫﺎ | دربارﮦما

 

 

واژگان پارسی

واژگان بیگانه

 

واژگان پارسی          واج ب

واژگان بیگانه

فرازمند

بلندمرتبه

 

پاسدارانه

با احترام

بالش-بالندگی

بلوغ

 

با ریشه -با نژاد-تبارمند

با اصل و نسب

آری

بلی

 

با همه ی

با تمام

رسا

بلیغ

 

باتوانایی

با قابلیت

مشت زنی

بوكس

 

باسپاس

باتشکر

همراه

به اتفاق

 

پرهیزکار

باتقوا

به گمان بسیار

به احتمال زیاد

 

یارا

باجرات

بدین گونه

به این ترتیب

 

همریش

باجناغ

پایه به پایه-باروند-كم كم

به تدریج

 

باانگیزه نیکی

باحسن نیت

به گستردگی-با گسترش

به تفصیل

 

آشکار-پدیدار

بارز

به ویژه

به خصوص

 

با پلیدی

باسوء نیت

به آسانی

به سهولت

 

تباه- نادرست

باطل

بی گمان

به طور قطع

 

درونی

باطنی

به گمان من

به ظن من

 

انگیزه-برانگیزنده

باعث

به گفته ای

به عبارتی

 

دیرینه-ازدیرباز

باقدمت

جدا از اینكه

به غیر از اینكه

 

مانده-ته مانده

باقی مانده

بارها

به كرات

 

دوشیزه

باکره

از دید

به لحاظ

 

به ناچار

بالاجبار

از دید فرهنگی

به لحاظ فرهنگی

 

سرانجام

بالاخره

برای

به منظور

 

به ویژه

بالاخص

همراستا

به موازات

 

وارون-واژگون

بالعکس

به گونه ای

به نحوی

 

نهفته

بالقوه

به راستی

به واقع

 

ایوان

بالکن

پدید آوردن

به وجود آوردن

 

شایسته

بالیاقت

بدست

به وسیله

 

با میانجی-باپادرمیانی

باواسطه

فراوان (وفور:فراوانی)

به وفور

 

هنگامه

بحبوحه

به هر روی

به هر حال

 

جستار

بحث

به هر روی

به هر صورت

 

گفتاورد

بحث و مجادله

از این رو

به همین خاطر

 

گفتمان

بحث وتبادل نظر

از این روی

به همین دلیل

 

دریا

بحر

به هیچ روی

به هیچ عنوان

 

چالش

بحران

باشتاب

به سرعت

 

چشم تنگ

بخیل

بی گمان

به طور حتم(قطع)

 

بدنهاد

بدجنس

به گمان من

به ظن من

 

نوآوری

بدعت

به گفته ای

به عبارتی

 

تن

بدن

افزون بر آن- به همراه

به علاوه

 

تنانی

بدنی

جداازاین

به غیر ازاین

 

آغاز

بدو

به گفته

به قول

 

درآغاز

بدوا

به گفته ی آشنا(یا به گفته ی کسی)

به قول معروف

 

بی گمان

بدون شک

به مانند

به مثابه

 

بی درنگ

بدون فوت وقت

به زمانی برابر

به مدت

 

همتا

بدیل

با گذشت زمان

به مرور زمان

 

بدین روش

بدین طریق

همراستا

به موازات

 

بدین گونه

بدینوسیله

بنیادنهادن-بنیان نهادن

بنانهادن

 

بدین سبک

بدین منوال

بنیاد

بنیان

 

روشن

بدیهی

بی پایان

بی انتها

 

تخم-دانه

بذر

بی پروا

بی احتیاط

 

شوخ

بذله گو

بی ارزش

بی اعتبار

 

بر پایه

بر اساس

نا به سامانی

بی انضباطی

 

درخشان-درخشنده

براق

بی همتا

بی بدیل

 

به فراخور

برحسب

تهیدست

بی بضاعت

 

گاهی

برخی مواقع

بی درنگ

بی تامل

 

به وارونه

برعکس

نابخردی

بی تدبیری

 

آب دهان

بزاق

نابسامان-درهم

بی ترتیب

 

بر دوش

بر عهده

بی گمان

بی تردید

 

بر پایه

بر مبنای

بی الایش

بی تکلف

 

گاهی

برخی مواقع

بی پروا

بی توجه

 

وارون-واژگون

برعکس

سست

بی حال

 

کهربا-روشنایی

برق

بی اندازه-بی کران-بی پایان

بی حدوحصر

 

استوار-پایدار-برپا

برقرار

بی اندازه-بی شمار

بی حساب

 

آبگیر-تالاب

برکه

پریشان

بی حواس

 

سرما

برودت

بی تاب

بی حوصله

 

نشان دادن-نمایاندن

بروز

نا آگاه- سرزده(..او سرزده آمد)

بی خبر

 

فرنود- پَروَهان

برهان

ناآگاهی

بی خبری

 

پارجه فروش

بزاز

سنگدل

بی رحم

 

آب دهان

بزاق

بی مانند

بی رقیب

 

خندان

بشاش

سست

بی رمق

 

آدمی

بشر

بی جان

بی روح

 

بینا

بصیر

بدپسند-کژپسند

بی سلیقه

 

بینش

بصیرت

ناهمانند-ناهمسان

بی شباهت

 

تن آسایی-بیکاری-تن پروری

بطالت

بی خرد-نادان

بی شعور

 

نهان-درون-شکم

بطن

بی گمان

بی شک

 

پس- آینده-فرامون-دیگر

بعد

ناشكیبا

بی صبر

 

پس از

بعداز

ناشكیبایی

بی صبری

 

در آینده

بعدها

بی دادگری

بی عدالتی

 

گاهی

بعضا

بیهوده

بی فایده

 

برخی

بعضی

بی تاب

بی قرار

 

هر از چند گاهی

بعضی اوقات

بی تابی

بی قراری

 

گاهی

بعضی مواقع

ناشایستگی

بی لیاقتی

 

گاهی

بعضی وقتها

نا به سامانی

بی نظمی

 

پایداری-پایستگی

بقا

بی همتا - بی مانند

بی نظیر

 

دوشیزگی-دست نخوردگی

بکارت

بی كران

بی نهایت

 

دست نخورده

بکر

برشمردن- بازگو كردن

بیان كردن

 

گزند

بلا

پیش پرداخت

بیعانه

 

بی برنامه

بلاتکلیف

زندگینامه، سرگذشت

بیوگرافی

 

بی برنامگی

بلاتكلیفی

میان

بین

 

شیوایی

بلاغت

بازگوکردن-روشن کردن-بازنمودن

بیان کردن

 

بی درنگ

بلافاصله

جهانی- فرا مرزی

بین المللی

 

فروبردن-اوباریدن

بلعیدن

میان رودان

بین النهرین

 

بالامنش

بلند طبع

 

پ

 

واج

 

پرشمار

پر تعداد

 

بند

پاراگراف

فرآیند

پروسه

 

دیوارک

پارتیشن

مكنده

پمپ

 

خودروگاه

پاركینگ

پیش نیاز

پیش شرط

 

تیمچه

پاساژ

از تبعات     تا تجنب

 

 

تا تبسم                             واج ت

 ازتا حدی

پیامدها

تبعات

 

تا اندازه ای

تا حدی

شهروند ایران

تبعه ایران

 

پس رو-فرمانبردار

تابع

پیروی كردن

تبعیت كردن

 

پیرو شدن-فرمانبردار شدن

تابع شدن

دور کردن-راندن

تبعید

 

پیروی کردن

تابعیت

ناهمسانی -برتری

تبعیض

 

شهروندی ایران

تابعیت ایران

پیام رسانی

تبلیغ

 

دلخراش- اندوه آور

تاثر آور

روشن کردن-آشکارکردن

تبیین

 

كارایی

تاثیر

استوار کردن-پابرجا کردن

تثبیت

 

كارساز

تاثیر گذار

بازرگانان

تجار

 

بازرگان

تاجر

آزمایش ها-آزموده ها

تجارب

 

دیركرد

تاخیر

بازرگانی

تجارت

 

جهانرها

تارک دنیا

بازرگانی

تجاری

 

افسوس

تاسف

همگنی-همرنگی

تجانس

 

اندوه بار

تاسف بار

فراگذشتن -دست درازی

تجاوز

 

راه اندازی

تاسیس

نادانی نمایی

تجاهل

 

پایه گزاری كردن

تاسیس كردن

نوشدن

تجدد

 

پافشاری

تاكید

ازنو ساختن-از سرگرفتن-نوسازی

تجدید

 

پافشاری كرد

تاكید كرد

بازنگری

تجدید نظر

 

دردناکی

تالم

آروين

تجربه

 

درنگ

تامل

آزمودن

تجربه كردن

 

درنگ کردن-سستی کردن

تأنی

آزمایشی

تجربی

 

زن خواستن

تأهل

همسرناگرفته-بی همسر-پیراسته

تجرد

 

نیرو دادن-سازواری کردن-سازگاری-هماوایی

تأیید

برهنه کردن-پیراستن-پیرایش

تجرید(دردانش و فلسفه)

 

پیشی جستن-پیشدستی

تبادر(ازمصدرمبادرت)

آزمایش- جداکردن-بخش کردن-ساده کردن

تجزیه

 

پیمان نهانی-پیمان ناآشکار

تبانی

جدایی خواه

تجزیه طلب

 

جدایی-ناسازگاری

تباین

موشكافی

تجزیه و تحلیل

 

دادوستد

تبادل

پژوهیدن-جست و جو

تجسس

 

بسیار دانا شدن- ژرفای دانش راکاویدن

تبحر

بازانگاری

 تجسم

 

خرامیدن-نازش-بخودبالیدن

تبختر

نمودارشدن 

تجلی 

 

دگرگون سازی-هم جایگزینی

تبدیل

گردهمایی

تجمع

 

دوری کردن-بیزاری جساتن

تبرا کردن

گرد آمدگان

تجمع كنندگان

 

نیکی بی چشمداشت

تبرع

گردآوردن-گردکردن

تجمیع

 

خجسته داشتن

تبرک

خودآرایی-زیوربستن-آذین کردن

تجمل

 

شادباش - شاباش

تبریک

نیکو کردن-آراستن-زیباکردن

تجمیل

 

سرکردن

تبرید

دورشدن-دوری جستن

تجنب

 

لبخند

تبسم

تا تدخین

از تحلیل

 

تا تحلیل

از تجوید

روا شمردن

تحلیل(حلال کردن)

 

سره کردن-نیک گفتن-نیکو کردن

تجوید

بگداختن-رو به سستی رفتن

تحلیل(رفتن)

 

آمدوشد

تجول

تاب

تحمل

 

رواداشتن-رواکردن-رواشمردن

تجویز

برتافتن -تاب آوردن

تحمل كردن

 

ساختن-آراستن-آماده کردن-سازکردن

تجهیز

برنمی تابد

تحمل نمی كند

 

ساز و برگ

تجهیزات

شکیبا

تحمل پذیر

 

دوری جستن-پرهیزکردن-زیربارنرفتن

تحاشی

شکیبا بودن

تحمل داشتن

 

دوست کردن-دوست گردانیدن-

تحبیب

بارکردن-بارنهادن-سربارکردن

تحمیل

 

زیر-پایین

تحت

سربارشد

تحمیل شد

 

زیرین-فرودین

تحتانی

سرباری –گردن نهادن ناخواسته

تحمیلی

 

زیرنگاه داشتن

تحت نظر

گشتن-گردیدن-دگرگونی

تحول

 

واژه به واژه

تحت اللفظی

دگرگونی ها

تحولات

 

زیر فشار

تحت فشار

جابجا کردن-برگردانیدن-واسپردن

تحویل

 

زیر درفش ...

تحت لوای ...

سپردن

تحویل دادن

 

سنگ شدن

تحجر

دشمنی -جنگ کردن-پیکارکردن

تخاصم

 

جنبش-جنبیدن

تحرک

کرخ کردن-سست شدن-پردگی کردن

تخدیر

 

نوشتن-آزادکردن

تحریر

ویرانی

تخریب

 

اندوه بردن

تحزن

ویژه شدن-کاردانی-ویژگی

تخصص

 

دریغ خوردن-افسوس خوردن

تحسر

ویژه گردانیدن

تخصیص

 

نیک شمردن-آفرین گفتن

تحسین

نادرست شمردن

تخطئه

 

سزوارآفرین گویی

تحسین آمیز

گذشتن-درگذشتن-گام زدن-آنسوشدن

تخطی

 

پناه گرفتن -پناه جستن

تحصن

سبک کردن-سبکبار کردن-کاستن

تخفیف

 

بدست آوردن –اندوختن-فراگیری

تحصیل

رهایی یافتن-گریز زدن

تخلص

 

مالیات بگیر

تحصیلدار

سرپیجی- روگردانی

تخلف

 

نوآیین-ره آورد-پیشکشی

تحفه

پالایش

تخلیص(ماده ها)

 

درست شدن-هست شدن

تحقق

کوتاه کردن-چکیده کردن-فشرده کردن

تخلیص(نوشته ها)

 

هستی پذیرفتن

تحقق پیداکردن

دروغ آمیختن-درهم و برهمی

تخلیط

 

درست شدن

تحقق یافتن

تهی کردن-واگذشتن-رها کردن

تخلیه

 

خوارکردن-خوارداشتن-پست کردن

تحقیر

سرشتن-مایه زدن

تخمیر

 

برسیدن-پژوهیدن

تحقیق

برآورد-گمانه زنی

تخمین

 

براستی-بدرستی

تحقیقا

به گمان-از روی گمان

تخمینا

 

زورگفتن

تحکم

پندار-پنداشتن

تخیل

 

همراه بازور-زورگویانه

تحکم آمیز

پی گرفتن - ادامه دادن

تداوم دادن

 

فرمانروایی کردن-زورگویی کردن

تحکم کردن

راهکارها-کارساختنها

تدابیر

 

استوار ساختن

تحکیم

راهكار-کارسازی-چاره سازی

تدبیر

 

سوگند دادن

تحلیف

دودکردن

تدخین

 

آزمایش-از هم گشادن- گواریدن

تحلیل(وتجزیه)

تا تشخص

از ترکیب

 

تا  ترک

از تدریب

سرشت-آمیخته-آمیزش

ترکیب

 

آموزانیدن-خوگرکردن-بارآوری

تدریب

سرشتن

ترکیب کردن

 

كم كم

تدریجا

پایانه

ترمینال

 

آموزش دادن

تدریس

رواکردن-روایی

ترویج

 

گردآوری

تدوین

پایان نامه

تز

 

دین داری

تدین

افزونی-افزایش-فزونی

تزاید

 

یادآوری

تذکار

پالایش

تزکیه

 

یادآورشدن-بیادآوردن-پندگیری

تذکر

سست شدن-جنبیدن

تزلزل

 

یادداشت-یادگار-گذرنامه

تذکره

جفت شدن

تزوج

 

خواری نمودن

تذلل

جفت گرفتن

تزویج

 

خوارکردن-رام ساختن

تذلیل

دروغ پردازی-دروغ آرایی-دورویی

تزویر

 

زرکاری-زراندود کردن

تذهیب

آراستن-زیور کردن

تزیین

 

پس افتادن-بازپس آمدن-واگشت

تراجع

کوتاهی کردن-فروگذاری-روا داری

تسامح

 

پیاپی شدن-پشت سرهم –هم چم

ترادف

برابری

تساوی

 

رنج –رنجنامه

تراژدی

آسان گیری-نرم رفتاری

تساهل

 

ایوان

تراس

آزمایش

تست

 

انباشتگی-انبوهی

تراکم

رام کردن-بدست آوردن-چیرگی

تسخیر

 

گذرانه

ترانزیت

شتافتن-شتاب آوردن

تسریع

 

خاک

تربت

هموار کردن-پهن

تسطیح

 

پرورش

تربیت

آرام کردن-آرامش بخشیدن

تسکین

 

پرورش دادن

تربیت كردن

پیوسته شدن-بهم پیوستگی

تسلسل

 

سامان دادن-پشت سرهم گذاردن

ترتیب

چیره دستی چیره دستی

تسلط

 

نرم خواندن-آراسته خواندن

ترتیل

دلخوش کردن-دل آرام کردن

تسلیت

 

برگرداندن-گزارش کردن

ترجمه

نامه همدردی

نامه تسلیت

 

امیدواربودن

ترجی

دلشاد شدن-دل رهانیدن از اندوه

تسلی یافتن

 

برتری-برتری دادن-فزون داشتن

ترجیح

نام نهادن- نام گذاری-نامیدن

تسمیه

 

پروانه بیرون بردن

ترخیص (از گمرک)

برابر کردن-یکسان کردن

تسویه

 

آمد و شد

تردد

آسان کردن

تسهیل

 

دودلی-دودله ساختن

تردید

آسانگردانی های بانکی

تسهیلات بانکی

 

بازگشت-برگشت

ترجیع

درآویختن-چنگ زنی-دستاویز سازی

تشبث

 

تراوش-تراویدن

ترشح

مانند کردن

تشبیه

 

پروردن-آماده کردن-درخورکردن

ترشیح

همانند کردن

تشبیه کردن

 

آبراه

ترعه

پراکندگی

تشتت

 

گرایندن-خواهان کردن

ترغیب

دل دادن-دلیر کردن

تشجیع

 

بالابردن-برکشیدن-برتر کردن

ترفیع

بزرگ منشی-بزرگی

تشخص

 

پیشرفت

ترقی

سرگفتار

تیتر

 

واگذاشتن-دست کشیدن-دست برداشتن

ترک

 

از تضاهر

 

 

از تشخیص

انگاشتن-پنداشتن

تصور

 

بازشناختن-بازشناخت-شناخت

تشخیص

روا دانستن-روایی یافتن

تصویب

 

سختی کردن-تندی نمودن

تشدد کردن

آیین نامه (ی وزیران)

تصویب نامه

 

سخت گرفتن-استوارکردن

تشدید

پالایشگاه

تصفیه خانه

 

بزرگی یافتن

تشرف

نگاره

تصویر

 

کالبدشکافی

تشریح

ناسازگاری-رودررویی -وارونگی

تضاد

 

بازگویی –گشودن-آشکار کردن

تشریح(شرح دادن)

دندانه ها

تضاریس

 

راندن

تشرید

چندان شدن-دوبرابر شدن

تضاعف

 

آیین نهادن

تشریع

پایندانی-پذیرفتاری

تضامن

 

بزرگواری کردن

تشریف آوردن

سربریدن-(سرخودرا در راهی پیشکش کردن)

تضحیه

 

انباز کردن

تشریک

زیان دیدن

تضرر

 

پرتوافکنی

تشعشع

خواری کردن-زاری کردن-فروتنی کردن

تضرع

 

سازمان یافتن

تشکل

ناتوان ساختن-سستی(نیز:دوبرابر شدن)

تضعیف

 

سازمانها

تشکلات –تشکیلات

گمراهی

تضلیل

 

بپا کردن-ساختن

تشکیل

دربرداشتن

تضمن

 

درست شدن

تشکیل یافتن

پذرفتاری-پشتوانه دادن

تضمین

 

آشفتن-شوریده شدن

تشویش

تباه ساختن-یاوه کردن-تباهی

تضییع

 

شوراندن-آرزومند کردن

تشویق

تنگ کردن-تنگ گیری

تضییق

 

کواهی خواستن

تشهد

باهم برابرشدن-بهم راست آمدن-همداستانی

تطابق

 

پیروی کردن

تشیع

گردنگشی -دست یازیدن-گستاخی کردن

تطاول

 

راهبری - پی کسی رفتن

تشییع

برابرسازی-برابری

تطبیق

 

ازآن خودکردن-دست یافتن

تصاحب

بیوسانیدن-آزمند ساختن

تطمیع

 

پیشامد-برخورد

تصادف

گونه گون شدن-کوناگونی

تطور

 

بهم خوردن-بهم کوفتن-برخوردسخت

تصادم

پاک کردن-پاکیزه کردن

تطهیر

 

بالارفتن

تصاعد

خودنمایی

تظاهر

 

سازش

تصالح

دادخواهی-ستم کشیدن

تظلم

 

نگارها

تصاویر

راهپیمایی خیابانی

تظاهرات خیابانی

 

درست کردن-لغزش یابی

تصحیح

شگفتی

تعجب

 

کارپذیرفتن

تصدی

شگفتی آور

تعجب آور

 

دردسردادن

تصدیع

شتاب كردن

تعجیل

 

باورکردن-براست داشتن

تصدیق

شمار

تعداد

 

بدست آوردن-دست یازیدن-دست اندازی

تصرف

شمار اندكی

تعداد محدودی

 

روشن گفتن-هویداکردن

تصریح

شماری - چندی

تعدادی

 

آشکارا

تصریحا

پیگیری

تعقیب

 

بالارفتن- بالاروی

تصعید

وابستگی

تعلق خاطر

 

کوچک کردن-خوارداشتن

تصغیر

آموزش

تعلیم

 

پاک کردن-پالایش-پایان دادن

تصفیه

پیمان نامه

تعهدنامه

 

سفت شدن-سخت شدن

تصلب

دیگر شدن دگرگون شدن

تغییر یافتن

 

آهنگ

تصمیم

دیگر کردن

تغییردادن

 

آهنگ کردن

تصمیم گرفتن

دگرگونی ها

تغییرات

 

خودآرایی

تصنع

جدایی-ناهمسانی

تفاوت

 

ساختگی

تصنعی

بازجویی

تفتیش

 

ساختن-پرداختن

تصنیع

پیكاوی

تفحص

 

دسته بندی-گردآوری-فراهم ساختن

تصنیف

 

 

 

 

 

شگرد

تكنیک

 

گردشگاه

تفرجگاه

هدر دادن

تلف كردن

 

كاهش

تفریق

سرکشی

تمرد

 

جداسازی

تفكیک

ورزیدن

تمرین

 

سپردن

تفویض

دست آویز

تمسک

 

روبروشدن

تقابل

آمیزه ای

تلفیقی

 

درخواست

تقاضا

سربسته

تلویحا

 

برشگاه

تقاطع

همه كارها

تمام امور

 

پذیرا شدن

تقبل كردن

پایان یافته

تمام شده

 

پیشینگی

تقدم

همگی

تمامی

 

سرنوشت

تقدیر یا قسمت

یكپارچگی كشوری

تمامیت ارضی

 

پیش كش كردن

تقدیم كردن

گرایش(تمایلات:گرایش ها)

تمایل

 

نزدیكی

تقرب

پیكر - تندیس

تمثال

 

كم و بیش- نزدیک به

تقریبا

سركشی

تمرد

 

نزدیک ٥٠ تا

تقریبا ٥٠ عدد

سوسمار

تمساح

 

بخش

تقسیم

چاپلوسی

تملق

 

دغلی

تقلب

دارایی

تملک

 

كاهش

تقلیل

خواهش

تمنا

 

پرهیزگاری - پرهیز

تقوی

خواهش می كنم

تمنا می كنم

 

سالنامه

تقویم

توانگری

تمول

 

دروغ شمردن

تكذیب كردن

پسرفت

تنزل

 

بزرگداشت

تكریم

 

ث

 

واج

 

مرزها-دربندها

ثغور

 

پابرجا-پایدارپاینده

ثابت

سنگین-گران

ثقیل

 

استوارکردن-پایدارکردن

ثابت کردن

سه

ثلاث-ثلاثه

 

پاینده رای

ثابت رای

یک سوم

ثلث

 

پابرجا-پایدار

قابت قدم

میوه ها

ثمار

 

کینه کشی

ثار

میوه ها-سودها

ثمرات

 

روشن فروزان-تابان

ثاقب

میوه

ثمره

 

سوم

ثالثا

بها

ثمن

 

دوم

ثانی

گرانبها

ثمین

 

دوم-دیگر-سپس

ثانیا

ستایش

ثناء

 

دومین

ثانوی

ستایشگر

ثناگو

 

پابرجایی-پایدارماندن

ثبات

پاداش

ثواب

 

نوشتن-پایداری

ثبت

پوشش

ثوب

 

نام نویسی

ثبت نام

گاونر

ثور

 

دارایی

ثروت

انقلاب

ثوره(ت)

 

دارا-توانگر

ثروتمند

 

 

 

 

 

  

 

ﻧﺸﺮﻳﻪ تشخيص آزمایشگاهی

ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺷﻣﺎﺭﻩ

ﺷﻣﺎﺭﮦﮪﺎﯼ ﮔذﺷﺗﻪ

ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ

ﺗﺒﻠﻴﻎ ﺑﺎﻣﺎ

ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻣﻘﺎﻟﻪ

 ---------------

ﺧﺒﺭها

ﺧبرهای روز

---------------

فرهنگ کاربردی پارسی

الفبای زینهارشناسی (Immunology)

 

Copyright © 2005 Tashkhis Azemayeshghahi. All rights reserved. Reproduction in whole or in part without permission is prohibited.

 

p>